72در سدههاى نخستين، براى تضعيف جايگاه تشيع، ادعا مىكردند شيعيان نه پيشينه دارند و نه آثار و كتب علمى؛ به تعبير ديگر منكر سهم و نقش شيعه در علوم، از جمله تاريخ، شدهاند. آنگونه كه نجاشى در مقدمه كتاب رجالش آورده، او كتابش را براى پاسخ به همين ادعا نوشته است. 1 اين رويه در دورههاى بعد نيز ادامه داشته است و ابنروزبهان خنجى، براى نقد ديدگاههاى علامه حلى كه با استناد به منابع سنى، به اثبات عقايد شيعه مىپرداخت، مىگويد: «چون شيعه هيچ كتاب و روايتى ندارد، حلى نيازمند اهلسنت است و هرچه نقل مىكند از منابع سنى است». 2 گذشته از غفلت و شايد تجاهل برخى دانشمندان غيرمسلمان مانند «جرجى زيدان»، بعضى پژوهشگران معاصر اهلسنت نيز در عمل همان باور را انعكاس دادهاند. 3 در همين راستا و البته با ديدگاهى متفاوت، گروهى از محققان معاصر شيعه نيز معتقدند كه شيعيان در زمينه تاريخ كمكارى كرده و آنچنان كه شايسته است به اين حوزه وارد نشدهاند و بخش عظيمى از تاريخشان و حقايق تاريخى را از دست دادهاند. ازاينرو ناچارند براى بازسازى تاريخ شيعه از منابع غيرشيعى كمك بگيرند و در تبيين تاريخ و حتى عقايد خود به اين دسته كتب استناد دهند.