64وى چند كتاب در رد شيعه دارد:
- الاسماعيليه؛
- الشيعة و التشيع، فرق و تاريخ؛
- الشيعة و اهل البيت؛
- الرد الكافى على مغالطات الدكتور على عبدالواحد وافى فى كتابه بين الشيعة و السنه؛ اين كتاب را در نقد ديدگاههاى «على بن عبدالواحد وافى» مصرى سنى مذهب نوشته كه او در كتاب خود مقابلهاى منصفانه با تشيع داشته است. ولى احسان ظهير، وى را نادان و جاهل به عقايد و آثار شيعه شمرده است و او را سرزنش و نصيحت مىكند و به شيعيان، به ويژه جمهورى اسلامى تهمتهاى ناروا مىزند. يكى از علماى شيعه در پاسخ آن كتاب «الشيعة والسنة فى الميزان» را نوشته است. 1
- الشيعة والقرآن؛
- موقف الخمينى من اهل السنه.
گويا «الاسماعيليه» نخستين كتاب اوست. او با اينكه اين كتاب را در نقد اسماعيليان نوشته است، اما مباحثى را مطرح كرده كه به اسماعيليه اختصاص ندارد، بلكه همه شيعه را نقد كرده است؛ مثلاً درباره پيدايش تشيع، زمان آن را پس از مرگ عثمان و در زمان درگيرى بين اميرمؤمنان على(ع) و معاويه دانسته است و به همين بهانه به تحليل نزاع معاويه با امام پرداخته و نتيجه گرفته است كه اختلاف آنان عقيدتى يا بر سر