135شايد بجا باشد اين نكته را درباره اصطلاح اخبارى و مورخ براى نقد نظر نورولى يادآور شوم كه در قرون نخستين اسلامى، روايات تاريخى را «اخبار» و گزارشگران آنها را «اخبارى» مىناميدند و با گذشت زمان، اخبارى دوره اول در دورههاى بعدى، «مورخ» ناميده شد. هرچند برخى مىكوشيدند اخبارى را به معناى راوى خبر تاريخى و مورخ را تاريخنگار معرفى كنند، اما با توجه به منابع كتابشناسى و رجالى، به نظر مىرسد اين برداشت چندان درست نيست و تبديل اخبارى به مورخ فقط تكامل واژگانى درازمدت است. به اين دليل كه بسيارى از مورخان صاحب آثار تاريخى، مانند «اسد بن معلى بن اسد عمى بصرى»، «ابومظفر محمد بن احمد نعيمى»، «مصبح بن هلقام بن علوان عجلى»، 1 «ابوعبيده معمر بن مثنى بصرى» (م.208ه .ق)، 2 «ابومخنف لوط بن يحيى» كوفى (م.150ه .ق)، «احمد بن يحيى بلاذرى» (م.279ه .ق)، 3 خليفة بن خياظ عصفرى (م.240ه .ق) و «ابنفوطى عبدالرزاق بن احمد شيبانى» (م.723ه .ق)، 4 در منابع، اخبارى ناميده شدهاند، نه مورخ. «ابوالفرج محمد بن اسحاق النديم» (م.380ه .ق) نيز با اينكه مقاله سوم كتاب فهرست خود را به مباحث تاريخى (اخبار، آداب، سير و انساب) اختصاص داده، اما به جاى كلمه تاريخ، واژه اخبار را به كار برده و همه مورخان مانند «محمد بن