105باب پنجم دو فصل درباره تأثير شيعه در برخى اخبار دوره اموى دارد:
فصل اول: نقش شيعه در روايات دوران معاويه و يزيد، شامل: شهادت امام حسن(ع)، شهادت حجر بن عدى، واقعه كربلا و شهادت امام حسين(ع)، رخداد حره، محاصره كعبه و تخريب آن؛
فصل دوم: نقش شيعه در روايات تاريخى ديگر خلفاى بنىاميه، شامل: واقعه مرج راهط، قيام توابين، قيام مختار، قيام عمرو بن سعيد أشدق، كشتهشدن مصعب و عبدالله پسران زبير، حركت عبدالرحمان بن اشعث.
در خاتمه نيز نتايج دوازدهگانهاش را شرح مىدهد كه برخى از آنها بديهى و اجمالى، و برخى برآمده از نظريه اوست:
1. روايات تاريخى شيعه، در راستاى باورهاى شيعه است و براى كشف حقيقت از اين روايات، بايد رويكرد شيعه را به تاريخ شناخت؛
2. شيعه به حوادثى كه با خودش ارتباط داشته، يعنى تحولات عراق، پرداخته است؛
3. با اينكه برخى روايات شيعه موافق روايات صحيح است، اما با هم موارد اختلاف بسيارى دارند؛
4. غلات شيعه براى رسيدن به هدفشان حديث مىسازند؛
5. غلات شيعه با شيوه خاص خود، اخبار صحيح را تلخيص [و تقطيع] مىكنند تا در جهت اهدافشان باشد؛
6. حجم فراوانى از روايات شيعى در مصادر تاريخى سنى وجود دارد؛
7. روايات شيعى موجود در منابع تاريخى سنى، پذيرفتنىتر از مطالبى است كه در كتابهاى خود شيعه آمدهاند؛