75
فصل سوم: توحيد افعالى و نظام علّيت
گفتاراول: اصل علّيت از منظر قرآن كريم
اصل علّيت، به معناى اينكه هر پديدهاى نيازمند علتى است، امرى فطرى به شمار مىرود و انسان براى پذيرش آن، بىنياز از داشتن دليل است؛ زيرا همه افراد بشر اعم از عالم و جاهل، در عمل ملتزم به قانون علّيتاند و همه امور مادى و علمى خود را بر آن استوار كرده و مىكنند. به همين دليل، انسان اقدام به افعال اختيارى مىكند و بين خود و فعلش نوعى رابطه علّى مىبيند. مثلاً وقتى براى ورود به اتاق از در وارد مىشود نه از ديوار، پذيرفته است كه ورود از در علت براى دخول به اتاق است. برخى متفكران معاصر اقامه برهان منطقى بر اثبات اصل علّيت را ناممكن دانستهاند. استاد جوادى آملى در اينباره مىفرمايند:
اصل قانون علّيت، چنان بديهى و انكارناپذير است كه نفى آن، مانند اثباتش مبتنى بر قبول آن است؛ زيرا سيطره اين قانون، منحصر به نظام مادى و محدود به جهان خارج از ذهن نيست، بلكه هرگونه استدلال و فعاليت فكرى نيز، خواه به صورت قياس اقترانى يا