222ملىگرايى اصالت دادن به تعلقات قومى و ملى است. انسان بهخاطر برخى دلبستگىها از قبيل سرزمين، زندگى مشترك، خون، نژاد و مانند آن، خود را از ديگران جدا دانسته و به قوم خاصى احساس تعلق مىكند و توجه خود را به تأمين منافع ملى معطوف مىسازد. اين مسئله از علاقهمندى شروع مىشود و آنگاه به افراط در نژادپرستى مىرسد.
ملىگرايى، مراتب و درجات گوناگونى دارد: از علاقهمندى به سرزمين و مليت خود شروع و تا ملىگرايى خشن ادامه يافته و در نهايت، به شوونيسم مىرسد. ملىگرايى وقتى ريشه نژادى پيدا كند، نظامهايى چون نازيسم در آلمان، فاشيسم در ايتاليا و صهيونيسم در فلسطين اشغالى و... را به وجود مىآورد كه محور آنها اعتقاد به برترى نژادى و حق سيادت بر ديگران است. 1
واژهشناسى ناسيوناليسم از دو بخش ناسيون و ايسم تشكيل شده است. ايسم به معناى اصول اعتقادى است و ناسيون امروزه به جماعتى گفته مىشود كه بهطور كلى دلبستگىها و سنتهاى فرهنگى و تاريخى مشتركى دارند و از نظر سياسى، مستقل يا در تلاش براى كسب آن هستند. 2
ناسيوناليسم را مىتوان به معانى مختلف تعريف كرد:
1. احساس وفادارى به ملتى خاص (يعنى يك نوع ميهنپرستى).
2. از بعد سياسى، تمايل به رعايت منافع ملت خويش، زمانى كه پاى