81استعاره و مجاز متداول است و معمولاً كلام از آنها خالى نيست، حمل كلام بر خلاف ظاهر، امرى پسنديده است و در غير اين صورت، از قسم تأويل باطل شمرده مىشود. 1
و) عدم مخالفت با شرع
از ديگر شرايط تأويل صحيح اين است كه تأويل مورد نظر، با اصول مسلّم شرع مقدس، مخالفت نداشته باشد. 2 چنانكه برخى مثلاً كلمه «استوى» را به «استقر»، «ارتفع»، «صعد»، «عَمَدَ لها» و «ارتقى عليه» تأويل بردهاند؛ 3 در حالى كه اين تأويلها، با محكمات آيات كه نص در تنزيه و نفى تشبيه خداى سبحان است، مخالفاند.
5. شناخت تأويل گرايان
اينكه در صدر اسلام و بين سلف چه كسانى به تأويل صفات مبادرت كرده و بدان معتقد بودهاند، مسئله مهمى است كه به تحقيق گستردهاى نياز دارد.
برخى از محققان اهل سنت مانند شيخ حسن سقاف، معتقدند بر خلاف تبليغات وسيع سلفيه معاصر، بسيارى از بزرگان اسلام، به ويژه در سه قرن اول، اعم از صحابه و تابعين، از مجتهدان آنان گرفته تا محدثان و حافظان، بسيارى از آيات و احاديث مربوط به اسما و صفات را تأويل بردهاند. آنها اين شيوه را نه از نزد خود، كه از قرآن و سنت نبى اكرم(ص) اخذ كردهاند. 4
سقاف پس از بيان ديدگاه پيشگفته، يادآور مىشود كه او اصرارى بر اصطلاح ندارد؛