78«هنگامى كه پيامبر(ص) رمى جمره مىكردند و قربانى خود را ذبح مىنمودند. مىگفتند نيمى از سر مباركشان را بتراشند و ابوطلحه را طلب مىكردند و آن را به وى مىدادند، سپس نيم ديگر - سمت چپ - را مىتراشيدند و به ابوطلحه مىگفتند آن را در ميان مردم تقسيم كند...». 1
روايات ديگرى با اين مضمون در كتب صحاح وجود دارد كه بنا به مفهوم آنها پيامبر(ص) دستور مىداده موى سرشان را ميان مردم تقسيم كنند و اين امر و حرص مردم براى به دست آوردن يك يا دو تار موى پيامبر(ص)، قوىترين دليل است براينكه تبرك به آثار پيامبر(ص) امرى رايج و فراگير ميان ياران بوده و پيامبر(ص) آن را امضا كرده و مورد تأييد قرار دادهاند و تنها كسانى به انكار آن پرداختهاند كه خلل در ايمانشان رخنه كرده است.
بخارى در صحيح، در كتاب وضو، ذيل عنوان: «آبى كه از موى انسان تراوش مىكند» به اسناد خود از ابن سيرين نقل كرده كه گويد:
«به عبيده گفتم: تعدادى از موى پيامبر(ص) نزد ماست كه به وسيلۀ انس يا خاندان او به دست ما رسيده است. او گفت: اگر يك تار موى پيامبر(ص) نزد من باشد بيشتر دوست دارم تا اينكه همۀ دنيا و ثروتش را داشته باشم». 2
در روايات ديگر آمده است كه تعدادى از موى پيامبر(ص) نزد امّسلمه بوده، كه آن را در جعبهاى نهاده بود و مردم براى شفاى بيمارىها بدان تبرك مىجستند و گاه آنها را در قدح آب مىنهادند و از آن مىنوشيدند