146وفاتش، يكى از اين سه تار مو را بر روى زبانش بگذارند و دو تار ديگر را بر دو چشمش بگذارند، آنان نيز چنين نمودند.
أوصى عمر بن عبد العزيز عند الموت فدعا بشعر من شعر النبي، صلى الله عليه وسلم، وأظفار من أظفاره وقال: إذا مت فخذوا الشعر والأظفار ثم اجعلوه في كفني. ففعلوا ذلك. 1
هنگامى كه مرگ عمر بن عبدالعزيز نزديك شد، درخواست كرد كه مقدارى از موها و ناخن پيامبر خدا(ص) را بياورند و دستور داد كه اين موها و ناخنها را در كفن من بگذاريد.
آنچه بيان شد، بخش اندكى از رواياتى است كه بر تبرك جستن به متبرك، براى اموات در كتب حديث و تاريخ آمده است؛ در نتيجه اين روايات، بر جواز چنين كارى دلالت دارد.
4. نقد و بررسى شبهات تبرك
آنچه گفته شد، برخى از احكام تبرك بود كه عموم مسلمانان در برخورد با مكانها، زمانها، اشخاص و اشياى متبرك عمل مىكردند. آيات و روايات بر جواز چنين رفتارهايى حكايت داشته و مسلمانان به دليل وجود چنين دلايلى، هيچگاه در جواز تبرك و تعظيم و احترام آثار به جاى مانده از پيامبر خدا(ص) و اهل بيت او(عليهم السلام)، ترديدى به خود راه نداده و نمىدهند؛ اما در مقابل، فرقه وهابيت بر خلاف سيره هميشگى مسلمانان، تبرك را جايز ندانسته و براى جايز ندانستن تبرك، شبهات و دلايلى بيان كردهاند كه در اينجا به اين شبهات مىپردازيم.