140اى رسول خدا! چشمانم را از دست دادهام و من براى قومم نماز مىخوانم و چون باران مىبارد، در وادى، بين من و آنان سيل راه مىافتد؛ نمىتوانم به مسجد آنها رفته و برايشان نماز بخوانم، اى رسول خدا! دوست دارم كه شما پيش من آمده و در خانهام نماز بگزارى و من آنجا را نمازخانه خودم كنم. رسول خدا(ص) فرمود: «اگر خدا بخواهد. اين كار را خواهم كرد». عتبان گفت: چون صبح شد رسول خدا(ص) و ابوبكر حركت كردند. رسول خدا(ص) براى ورود به خانه از من اجازه گرفت؛ به آن حضرت اجازه ورود دادم تا اينكه وارد خانه شد و سپس فرمود: «كجاى از خانهات دوست دارى نماز گزارم؟» من اشاره به گوشهاى از خانهام كردم. رسول خدا(ص) برخاست و تكبير گفت و ما نيز برخاسته و صف تشكيل داديم؛ آنگاه رسول خدا(ص) دو ركعت نماز گزارده و سلام داد.
بىگمان چنين دعوتى از سوى عتبان، براى تبرك جستن بود؛ همچنان كه ابنحجر عسقلانى در شرح اين حديث مىگويد:
إنّما استأذن النبي(ص) لأنّه دعي للصلاة ليتبرك صاحب البيت بمكان صلاته، فسأله ليصلّي في البقعة الّتي يحبّ تخصيصها بذلك. 1
پيامبر(ص) از صاحب خانه، اذن ورود خواست، زيرا آن حضرت، دعوت به نماز شده بود تا صاحب خانه به مكان نماز حضرت، تبرك جويد. بدين جهت پيامبر(ص) از مكانى كه وى براى نماز دوست داشت اختصاص داده شود، پرسش نمود [تا در آن مكان نماز به جاى آورد].
از ديگر صحابه نيز تبرك جستن به مكانهاى نمازگزارى پيامبر