203اسلامى ايران، شاخص و سمبل بازگشت به امر قدسى گرديد كه يك دولت دينى و حتى فقهى را در عصر عرفى شدن جهان پايهريزى كرد. 1
ويليام بيمان معتقد است امام خمينى(رحمه الله) در اوج ناباورى تحليلگران بينالمللى، با عقايد مذهبى كه غرب آنها را كهنه و قرون وسطايى مىدانست، جهان را تكان داد. 2 ميشلفوكو بر اين باور است كه ايرانيان در جستوجوى چيزى هستند كه ما غربىها، امكان آن را پس از رنسانس و بحران بزرگ مسيحيت از دست دادهايم و آن «معنويت سياسى» است. 3
غربيان فكر نمىكردند، از يك نهاد علمى - سنتى كه به گمان آنها يكى از نهادهاى جمود و فرو رفتن در فضاهاى علمى و روحى است، مردى بيرون بيايد كه انقلابى بزرگ را رهبرى كند؛ دولتى هماهنگ با زمانه تأسيس كند؛ و نهتنها غرب را محكوم سازد، بلكه با آن از موضع كسى سخن بگويد كه رسالتى جهانى را براى همگان به ارمغان آورده است. از اين رو بايد گفت انقلاب ايران روشهاى سياسى را دگرگون ساخت و ويژگىهاى فرهنگى دوران مدرن را تغيير داد. 4
ميشل فوكو بر اين باور است كه از قرن هيجدهم به بعد، هر تحول اجتماعىاى اتفاق افتاده، بسط مدرنيته بوده؛ اما انقلاب ايران، تنها حركت اجتماعىاى است كه در برابر مدرنيته قرار دارد. 5
2. تقويت اعتمادبهنفس و خودباورى
يكى از دلايل افول امت اسلامى از دست دادن روحيه و انزوايى بود كه مانع از پويايى امت اسلامى مىشد.
موفقيت اسلامگرايان ايران در سرنگون كردن رژيم شاه، اين باور را تقويت كرد كه