138شكلگيرى حكومت صهيونيستها در خاور ميانه، همزمان با دوران ضعف دولتهاى مسلمان، بهويژه با افول امپراتورى عثمانى از سده هجدهم همراه بود. اجلاس قاهره نهتنها موجب تثبيت صهيونيسم شد، بلكه شكلگيرى تاريخى جغرافياى سياسى منطقه را تغيير داد و نقشههاى جديدى ترسيم گرديد. ماجراى اشغال فلسطين، خنجرى بر پهلوى امت اسلام بود كه سه جنگ خانمانبرانداز را به مسلمين تحميل كرد و ميليونها فلسطينى را به خاك سياه نشاند و سلطه شوم صهيونيستها را تثبيت نمود. بخشهاى آباد اردن، سوريه و لبنان به اشغال وارثانبنگوريون (1886- 1973م.) درآمد و بخشهاى بيشترى از خاك همسايگان فلسطين را رژيم صهيونيستى اشغال كرد. 1
به طور كلى درونمايه اصول صهيونيسم، ساختن نه تنها يك مذهب، بلكه يك ملت و يك دولت از يهوديت است كه مىكوشد تا همه يهوديان دنيا را با توسل به جنگهاى توسعهطلبانه در سرزمين موعود (اسرائيل بزرگ) گرد هم آورد. از آنجا كه صهيونيسم سلطه اقليت استثمارگرى در جهان است كه با منشأ غربى در جهت اهداف استعمارى و امپرياليستى خود در خاور ميانه پايگاهى به نام اسرائيل را به وجود آورده است، از اين رو توسعهطلبى در جوهره و ذات چنين جنبشى است. 2
از اهداف راهبردى و اعلامشده صهيونيسم، كوشش براى تشكيل «اسرائيل بزرگ» با گسترهاى از «نيل تا فرات» است. آنها اين اشتهاى سيرىناپذير خود را با توسل به تورات، رنگ و بوى مذهبى نيز مىدهند و اينگونه تبليغ مىكنند كه براساس تعاليم مذهبى، سرزمين نيل تا فرات به فرزندان يهود اهدا شده است. 3