119عامل هويتبخش دشمن مشترك، مدنظر اسرائيل نيز بوده است. اسرائيل جامعهاى نامنسجم و بحرانزده است كه با بحران هويت دستبهگريبان است؛ زيرا نه داراى يك نژاد واحد، نه زبانى مشترك، نه ميراث فرهنگى واحد و نه حتى تاريخ مشتركى است تا بر پايه آن چنان ملتى از قوه به فعل درآيد. ناگزير سياستمداران صهيونيستى بر آن مىشوند تا به صورت ساختگى و تحميلى هم كه شده، چنين هويتى را در خارج پديد آورند. از مهمترين اين راهحلها، معرفى يهودى در حكم كسى است كه قربانى سياستهاى خصمانه ضديهودى شده است. با تأسيس دولت اسرائيل، اين معيار در سطح ملى بهكار گرفته شد و مبارزات حقطلبانه فلسطينيان به گونهاى معرفى شد كه گويى هدف آنها نابودى يهوديان است. لذا مىتوان با رجوع به افرادى كه هدف اين مبارزاتاند، يهودى را از غيريهودى بازشناخت و اينگونه بود كه قربانيان تبعيض، تحت لواى واحدى گرد آمدند و در چارچوب «حفظ بقاى» خود، دلشوره حاصل از اين رهگذر به وحدتشان انجاميد. به عبارت سادهتر هويت جامعه يهودى - اسرائيلى بر پايه يك اصل مشترك قرار گرفت و آن داشتن «دشمن مشترك» است. 1
به اين ترتيب مشاهده مىكنيم كه دو دشمن اصلى و ديرينه اسلام، يعنى آمريكا و اسرائيل، جامعهاى با فرهنگهاى متعدد و فاقد سابقه فرهنگى و تمدنى هستند و از «دشمن مشترك» به عنوان عامل وحدتبخش و هويتآفرين خود استفاده كردهاند و هماكنون اسلام را به عنوان دشمن مشترك خود معرفى كردهاند كه با تحقق جريان بيدارى اسلامى، شدت يافته است.
برائت از مشركين در اعمال و مناسك حج كه مدار و روح آن توحيد و يكتاپرستى است، مسلمانان را به اين نكته عظيم فرا مىخواند كه با وجود همه تفاوتهاى