61
لِفَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ الله(ص) لَيْلًا فَقَالَ(ع) إِنَّهَا كَانَتْ سَاخِطَةً عَلَى قَوْمٍ كَرِهَتْ حُضُورَهُمْ جَنَازَتَهَا وَ حَرَامٌ عَلَى مَنْ يَتَوَلَّاهُمْ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ وُلْدِهَا. 1
حمزة بن قاسم با پنج واسطه از اصبغ بن نباته، صحابى اميرمؤمنان(ع) نقل مىكند كه از ايشان درباره دليل دفن پنهانى فاطمه(عليها السلام)، دختر پيامبر خدا(ص)، سؤال شد و اميرمؤمنان(ع) جواب دادند: «فاطمه(عليها السلام) بر گروهى از مردم خشمگين بود و از حاضر شدن آنان بر سر جنازه و در تشيع و تدفينش ناراضى بود و همينگونه بر هركس كه از آن افراد تبعيت مىكند، حرام است كه بر جنازه هركدام از فرزندان فاطمه(عليها السلام) نماز بخواند».
ج) اميرمؤمنان(ع) و خوارج
حمزة بن قاسم با اسناد خود از اصبغ بن نباته نقل مىكند كه شبى اميرمؤمنان(ع)، بيرون رفت و من از پشت سر و قنبر از جلوى آن حضرت مىرفتيم. قنبر صداى مردى را شنيد كه با صداى حزين و گريه، آيه [نه سوره زمر] را مىخواند. او تحت تأثير اين صحنه ايستاد و به آن مرد گفت: «به خدا قسم به نظر من، تو يكى از آنهايى». ولى حضرت امير بر پشتش زد و گفت: «راه بيفت، خواب از روى يقين، به از نماز با شك