41اينكه مىگويى دو خدا وجود دارد، يكى از اين حالتها را بايد داشته باشد: يا هردو ازلى و قوى هستند يا هردو ناتواناند يا يكى توانا و ديگرى ناتوان است. اگر هردو توانا باشند، چرا يكى ديگرى را از بين نمىبرد تا بهتنهايى جهان را مديريت كند؟ اگر يكى ضعيف باشد، روشن است كه خدا نيست؛ پس يكى بودن خدا، چنانكه ما مىگوييم روشن مىشود و اگر بگويى دو خدا هستند، يا كاملاً مثل هم هستند يا كاملاً متفاوت از يكديگرند، و ناگزيرى كه ميانشان فاصلهاى بگذارى تا دوتا بودنشان معنا پيدا كند و خود اين فاصل و مميزه، بايد از ازل باشد؛ در اين صورت سه خداى ازلى ادعا مىشود و لازمه آن، پذيرش اختلاف ميان دو خداى اول و اين فاصله است كه لازمهاش پذيرش مميزهاى بين هركدام و پذيرش پنج موجود ازلى است كه به بىنهايت از لحاظ عدد، مىرسد. وقتى ما آفرينش را با نظم مىبينيم و حركت مدارها را پيوسته و دقيق و گذشت روز و شب و خورشيد و ماه را منظم و پيوسته مىيابيم، اين نظم، نشانه درستى كار و مديريت و يگانگى مدير است.
دوگانهپرست پرسيد: «چه دليل (ديگرى) بر وى وجود دارد»؟ حضرت فرمود: «كارهايى كه نشان مىدهد كه يك