103اى آقاى آقايان و خداى خدايان و پادشاه پادشاهان و پادشاه دنيا و آخرت، اى جرياندهنده آب در گياه، اى به وجود آورنده مزه در ميوهها، تو را مىخوانم به نامى كه از عظمتت اشتقاق يافته و به عظمتت كه از كبريائيت برگرفته شده، و به كبريائيت كه از كينونيت مشتق شده و به كينونيت كه از سخاوتت اشتقاق يافته و به سخاوتت كه برآمده از شكستناپذيرى و عزت توست و مىخوانمت به عزتى كه از كرمت برآمده و مىخوانمت به كرمت كه از رحمتت اشتقاق يافته و مىخوانمت به رحمتت كه از رأفتت برآمده و تو را قسم مىدهم به رأفتت كه از حلم و بردباريت برگرفته شده و مىخوانمت به بردباريت كه از لطفت آمده و مىخوانم تو را به لطفت كه از قدرتت برآمده و تو را به همه نامهايت قسم مىدهم و مىخوانمت، به نام همهگستر و شكستناپذير و توانايت بر همگان.
اى كسى كه آسمان را بدون ستون برافراشتى و زمين را بدون تكيهگاه نگه داشتى و موجودات را بدون نياز به آنها و تنها از سر لطف و كرم و نشان دادن حكمت و قدرتت آفريدى.
آقاى من، گواهى مىدهم كه تو با آفرينش مخلوقات، به دنبال انس و الفت گرفتن با آنها نبودى و از ديگران براى كارت يارى نخواستى.