86مىشد كه در اين ميان پوست و چرمش به مقدار فراوان به بغداد و روسيه صادر مىشد. 1
سقز، شيرخشك و نفت سفيد هم نيز صادر مىشد. بايد اضافه كرد قلم براى تحرير در مملكت عثمانى از جنس نوعى نى بود كه در حوالى «شوشتر» و «حويزه» و كنار «آبقرهسو» سبز مىشد و قلم نيز جزء صادرات بود. 2
شال كشمير و مشك و ادويه نيز همه ايران را مىپيمود تا به عثمانى مىرسيد. در مقابل، ايران چيزى از مملكت عثمانى نمىآورد مگر قدرى خرما از بغداد و كمى برنج براى كرمانشاهان و همدان و مقدار كمى از متاع فرنگستان كه از سمت حلب مىآمد. 3 تجارت با عثمانى آنقدر وسيع بود كه پول عثمانى در ايران بهوفور يافت مىشد. 4 بهنظر مىرسد، در دوره قاجار، بغداد مركز تجارى ايران بوده است. براساس گفتههاى «عينالسلطنه»:
سهشنبه دوم، صبح با ميرزا عبدالحسين منشى قونسلگرى رفتيم بازار. بغداد، مغازه و دكاكين بسيار بزرگ مفصلى دارد و فعلاً مركز تجارت ايران است. من از مغازه يكنفر همدانى يك پيراهن و زيرشلوار و يك زوج جوراب خريدم». 5
چنانكه نسبت صادرات به واردات، تقريباً نسبت سه به يك بود؛