80يعنى روسيه بود، هيئتى از رجال دربارش را كه «عبدالوهاب پاشا»، «شاكر پاشا» و «حيرت پاشا» جزء آنان بودند، به تهران روانه نمود و آن هيئت در ربيع الثانى سال 1226ه .ق وارد پايتخت شدند و در نتيجه مذاكراتى كه با «ميرزا شفيع»، صدراعظم ايران به عمل آوردند، قرار شد هميشه دربار ايران حاكم شهر زور را تعيين كند و ولايت بغداد نيز به شخصى كه مسالمتجو و مورد اعتماد دو دولت باشد، تفويض گردد و حكام عثمانى در كربلا و نجف از آزار زوار ايرانى خوددارى كنند و هر دو دولت در ابراز دشمنى با روسيه پافشارى نمايند و هريك از دو دولت كه با روسيه عهدنامه صلحى برقرار سازد، منافع طرف ديگر را نيز در آن عهدنامه منظور نمايد. 1 هرچند اين سفارت بنابر مقتضيات سياسى آن زمان كاملاً ضرورى و پيشنهادهاى دولت عثمانى منطقى و به نفع هر دو دولت بود، چنين بهنظر مىرسد كه جز يك حيله و خدعه سياسى چيزى بيش نبوده است و شايد قصد سلطان عثمانى اغفال و انصراف سران سپاه غرب از ادامه عمليات نظامى در بين النهرين بود؛ زيرا هنوز اندكزمانى از عقد پيمان نگذشته بود كه دوباره پاشاى بغداد به اشاره سلطان عثمانى آتش اختلاف و جنگ را دامن زد. 2
«عبدالله پاشا»، حاكم جديد بغداد كه سلطان عثمانى بدون موافقت قبلى فتحعلىشاه او را به آن سمت منصوب كرده بود، در اواسط سال 1227ه .ق، شهر زور را از «عبدالرحمان پاشا»، دستنشانده ايران گرفت و «اسماعيل آغا» حاكم اربيل را به تهران فرستاد و پيغام داد چون وجود