78تمايلات حكام بغداد، پيروى مىكرد و چون وضع سياسى عثمانى، به صورتى درآمده بود كه پاشاها يعنى حكام بزرگ در حوزههاى حكمرانى خود آزادى عمل و استقلال كامل داشتند، خواهناخواه دربار عثمانى در اختلافات ايران با پاشاى بغداد نه در مقام دولتى رسمى و آمر بلكه در جايگاه مأمورى معذور دخالت مىكرد. پيوسته و در همه ادوار تاريخ، فرصتطلبى و دورويى دربار عثمانى در برابر ايران عنصر بارز سياست خارجى عثمانى بوده است. 1
حكومت عثمانى هنگام فراغت، قواى خود را براى چپاول و غارت به مرزهاى ايران مىفرستاد و عشاير مرزى را به طغيان و شورش برمىانگيخت، ولى هرگاه از نيروى ايران شكست مىخورد، يا در جبهه اروپا به جنگ با روسيه، يا در جبهه شامات به جنگ با «محمدعلى پاشا» سرگرم مىشد، با عذرخواهى و اعزام سفراى فوقالعاده به ايران از دربار ايران دلجويى مىكرد و سياستمداران بزرگوار و باگذشت، يا غفلتزده و بىخبر ايران را اغفال مىكرد و در همان حال دستنشاندگان پاشاى بغداد، در كربلا و نجف در آزار و اذيت زوار ايرانى مىكوشيدند و از هيچگونه تحقير و اهانت اتباع ايرانى دريغ نداشتند.
توسعهطلبى امپراتورى عثمانى و مسائل ناشى از تعصب دينى مردم ايران و عثمانى، علل حقيقى كشمكشها و جنگهاى ايران و عثمانى از آغاز تشكيل دولت صفويه تا انقلاب مشروطيت ايران بوده است. سياستهاى استعمارى دول اروپا، بهخصوص سياستهاى شوم