42
8. دشوارى راه
بيشترين دشوارى مسير مربوط به زمستان بود. در تابستان باران نمىباريد؛ در نتيجه زمين سفت بود و مشكلى ايجاد نمىشد؛ ولى اواخر پاييز و زمستان كه فصل بارندگى است، يا در فصل بهار هنگام آبشدن برفها كه سطح زمين از گلولاى پوشيده مىشود، ممكن بود طغيان رودخانهها و عريضشدن آن، عبورومرور را روزها و هفتهها مختل كند. 1 كمترين بارندگى كافى بود كه خاك رس زمينهاى ايران را به گلى چسبناك و عبورناپذير تبديل كند؛ چهارپايان و مسافران در گلولاى يخها گير مىكردند. خانههاى گلى فرومىريخت و با چكهكردن بام، نه فقط آنها پناهگاه نبود، بلكه جاى پرخطرى نيز محسوب مىشد. 2
مشكل ديگر وجود گردنههاى تنگ و باريك بود كه در مسير راه، مسافر چندين بار با آن مواجه مىشد. اين گردنهها در زمستان به دليل برفگيربودن، دستكم چهار ماه، راه را مسدود مىكرد. همچنين عبور قاطران از اين راههاى سخت مشكل ديگرى بود؛ زيرا فقط يك قاطر مىتوانست از آن عبور كند و اگر تصادفاً دو كاروان با يكديگر روبهرو مىشدند، فقط كاروان قوىتر معين مىكرد كدام كاروان بايد از كوره راه بگذرد و كداميك بايد در تودههاى برف كنار راه كه گاهى ارتفاعشان به يك متر هم مىرسيد، توقف كند. 3 در برخى مسيرها مانند پاى طاق، راه افزون بر باريكبودن پر از سنگهايى بود كه باعث لغزيدن پاى انسان و