153بود. بيشتر اين زورخانهها در ورودى كوچكى داشتند و در محلى گود ساخته و همه انسانها از شاه تا گدا در آن جمع مىشدند. 1
از كارهاى جالب توجه ايرانيان و همدانيان خواندن آواز در كوچه و بازار بود.
ايرانىها تصنيفهايى دارند كه تقريباً همه مردم آن دوره آن را مىدانستند و در كوچه و بازار زمزمه مىكردند. اين تصانيف كه با آهنگ ضربى خوانده و نواخته مىشد، از آثار فولكلوريك ايران بهشمار مىرفت و البته در محافل طبقات پايين بيشتر رواج داشت و مطربهاى طبقات پايين بيشتر آنها را مىخواندند. يكى از اين تصانيف كه مردم در هر كوچه و بازار آن را مىخواندند، تصنيف معروف كردستانى است كه برخى كلمات كردى نيز در آن به كار رفته است. يك بند از اين تصنيف به اين شرح است:
تو كردستانى پاشو و بيا
من كردستانى لمه
لبت بوسم بشگن بيا
اى يار جانى لمه
دل من و دل تو
يك جفت ليمو مال تو. 2
از تفريحاتى كه اروپاييان انتظار داشتند، خبرى نبود. ويلز مىگويد:
همدان هيچگونه محل تئاتر و تماشاخانه يا جاهاى ديدنى ديگرى از