141بيشتر سفرنامهنويسان خارجى از سنن عجيب ايرانيان موقع مسافرت صحبت كردهاند كه براى شناخت بيشتر و بهتر در اينجا گفته دوراند را مىآوريم:
اگر شخصى به زيارت برود يا به عبارت ديگر به مشهد يا كربلا سفر كند، پس از اين مسافرت لغت مشهدى يا كربلايى را به اول نامش اضافه مىكنند. غلامها يا نوكرهاى ما نيز اغلب اوقات به همين صورت و با رفتن به يك سفر، داراى درجه افتخارى مىشوند. يكى از اين درجات افتخارى بيك و ديگرى خان است. پيش از ورود به تهران ديديم كه بعضى از آدمهاى ما همديگر را فلان و فلان بيك صدا مىزنند. فكر مىكنم به آخر اسم برخى از آنها نيز لفظ خان مىافزودند. اينطور كه معلوم مىشود، براى اهداى اين عناوين مقرارات خاصى وجود ندارد. 1
در خانه ساده ايرانى از صندلى خبرى نبود و به جاى آن از قالى استفاده مىكردند. ديگر اينكه براى اتاق خواب و غذاخورى جاى خاصى را در نظر نگرفتهاند و از تختخواب به معنى و مفهوم اروپايى آن خبر ندارند و شبهنگام بالش و لحاف را به اتاق نشيمن مىآوردند. با قاشق و چنگال غذا نمىخوردند، بلكه براى اين كار از دستها و آن هم از سه انگشت نخستين دست راست استفاده مىكردند. 2
الف) قم
زير آسمان بىابر قم حركتكردن و حرارت مشقتآور و بخاراتى كه