28هر چند مغولانِ عصر چنگيز داراى اعتقادات مشركانه شمنى بودند 1، اما تعصب مذهبى خاصى نداشتد؛ چنانكه جوينى آورده است:
[چنگيز] چون متقلد هيچ دين و تابع هيچ ملتى نبود، از تعصب و رجحان ملتى، بر ملتى و تفضيل بعضى بر بعضى مجتنب بوده است؛ بلكه علما و زهاد هر طايفه را اكرام و اعزاز و تبجيل مىكرده است و در حضرت حق تعالى آن را وسيلتى مىدانسته. و چنانكه مسلمانان را به نظر توقير مىنگريسته ترسايان و بتپرستان را نيز عزيز مىداشته. و اولاد و احفاد او هرچند كس بر موجب هوا از مذاهب، مذهبى اختيار كردند: بعضى تقليد اسلام كرده و بعضى ملت نصارا گرفته و طايفهاى عبادت اصنام گزيده و قومى همان قاعده قديم آبا و اجداد را ملتزم گشته و به هيچ طرف مايل نشده؛ اما اين نوع كمتر مانده است و با تقلّد مذاهب بيشتر از اظهار تعصّب دور باشند و از آنچه ياساى چنگزخان است كه همه طوايف را يكى شناسند و بر يكديگر فرق ننهند عدول نجويند. 2
برخى از گزارشات تاريخى نيز بيانگر اين است كه:
سلاطين مغولى كه بر مسلمانان، در گستره آسياى ميانه تا ممالك غرب اسلامى، حكومت داشتند، اگرچه به