61اصلى آنان، مقابله و قيام با شمشير عليه ستم عباسيان بود، با خونريزى و درندهخويى غير انسانى سركوب و نابود شد.
مردم براى كشته شدن يحيى متأثر بودند و به شدت مىگريستند و محافل و مجالس بسيارى در كوفه و بغداد در عزاى وى برپا داشتند. ابوالفرج اصفهانى و ابن ابى الحديد در اين باره مىنويسند:
إنّ النّاس ما أحبّوا طالبيّا قط دعا إلى نفسه حبّهم يحيى، و لا رثى أحد منهم بمثل مارثى به. 1
مردم هيچ سيد علوى را به اندازه يحيى دوست نداشتند و در رثاى هيچ يك از مقتولان از اين خاندان، به اندازه يحيى بن عمر شعر نسرودهاند.
در زمان قتل يحيى، شعراى بسيارى وجود داشتند كه همگى به فرزندان ابوطالب(ع) عشق مىورزيدند و هوادار آنان بودند. سيد ظهيرالدين مرعشى مىنويسد: «در گيلان او را يحيى(ع) مىخواندند». 2
علاقه مردم به يحيى به حدى بود كه آنگاه كه على بن محمد، صاحب زنج قيام كرد، خود را از نوادگان يحيى معرفى كرد، در مسيرش به سوى باديه، بسيارى از مردم كوفه با او بيعت كردند و تصور كردند كه او خود يحيى است 3.