39يكبار يكتنه حمله كرد و من ديدم كه يحيى ميان لشكر دشمن به زمين افتاد. چون ديدم او كشته شده است، با همراهان خود از ميدان بازگشتيم». اين سخنان هيضم نشان مىدهد كه وى در آغاز جنگ گريخته و حال آنكه پس از او ساعتها جنگ ادامه داشته است. 1
شهادت يحيى
پس از فرار هيضم، يحيى با سپاهيان اندك با سپاه دشمن مىجنگيد تا بر اثر كثرت زخمها از اسب بر زمين افتاد. پس از شهادت يحيى بن عمر و فرو نشستن غبار جنگ، «محسن بن منتاب» يا به قولى «سعد ضبابى» سر مبارك يحيى را از بدن جدا كرد و آن را در ظرفى كه مخصوص خرما بود، گذاشت. سپس سر را به همراه عمر بن خطاب، برادر عبدالرحمن، نزد حسين بن اسماعيل، سرلشكر قواى عباسى، بردند. ابوالفراج اصفهانى مىنويسد: «آنقدر زخم و جراحت در صورت يحيى بود كه شناخته نمىشد». 2
با قتل يحيى، صفحهاى از صفحات جهاد مقدس در اسلام بسته شد و قيام و شهادت فردى ديگر از آل على(ع) در كوفه رقم خورد.