42دلير و نابغه، شير بيشه شجاعت، بدرى و مكّى و حنفى، روحانى و پرتوافشان، از بلندترين و مرتفعترينِ كوهها و قلهاى ميان هر بلندى، سرور عرب، قهرمان جنگ، دلاورى مصمّم، سلحشورى پيشتاز، ماه كامل، معيار سنجش ايمان مؤمنان، وارث مشعر و منا، پدر دو فرزند رسول خدا(ص)، حسن و حسين(عليهماالسلام). به خدا قسم! اميرمؤمنان به حق، على بن ابىطالب است كه درودهاى خالصانه خدا و بركات والايش، بر او باد.
گفتنى است «تُستَرى» و «خويى» در بيان اين روايت، بهجاى عبارت «از قنبر پرسيده شد»، اين عبارت را نقل كردهاند: «حَجّاج از قنبر پرسيد» 1؛ خويى در انتهاى روايت نيز افزوده است: «پس از آنكه حَجّاج، سخن قنبر را شنيد، دستور داد گردن او را بزنند. 2
اما اين اضافات در ساير منابع متقدّم و چاپهاى موجود از رجال كشّى و اختصاص مفيد، به چشم نمىخورد.
شهادت قنبر
قنبر، از جمله ياران اميرمؤمنان(ع) است كه حَجّاج بن يوسف ثقفى، والى خونريز و ستمگر امويان در عراق (سالهاى 75-95 ه .ق)، او را به شهادت رساند. ابنشهر آشوب، قنبر را جزو