38- آمدن مرد نيازمند نزد امام(ع) و دستور ايشان به قنبر كه او را جامه بپوشاند. 1
- در خبر ديگرى آمده است كه روزى «اشعث بن قيس»، از امام على(ع) اجازه ملاقات خواست. اما قنبر به او اجازه نداد. او هم با مشت به بينى قنبر كوبيد و آن را خونين كرد. امام(ع) از منزل خارج شد و به او گفت: «اگر اين كار را درباره آن غلام ثقفى [حجّاج بن يوسف]، انجام داده بودى، از ترس مو بر بدنت راست مىشد»! 2
مدح امام على(ع) از زبان قنبر
در رجال كشّى به نقل از «ابراهيم بن حسين حسينى عقيقى»، در روايتى مرفوع و در اختصاص مفيد، با تعبير «به نقل از راويان عامّه» (اهل سنت)، روايت شده است كه از قنبر، پرسيده شد: «تو غلام كيستى؟» و او در پاسخ، با عبارات فصيح و بليغى به توصيف و ستايش مولاى خود، لب گشود. 3اين روايت در رجال كشّى، كاملتر، بدين صورت نقل شده است:
أَنَا مَوْلَى مَنْ ضَرَبَ بِسَيْفَيْنِ وَطَعَنَ بِرُمْحَيْنِ وَصَلَّى الْقِبْلَتَيْنِ وَبَايَعَ الْبَيْعَتَيْنِ وَهَاجَرَ الْهِجْرَتَيْنِ وَلَمْ يَكْفُرْ بِالله طَرْفَةَ عَيْنٍ.