88مىكردى تا بعدها با خون گلوى حسين(ع) به ثمر بنشيند.
سلام بر تو اى مظلومترين و تنهاترين امام! در مكتب عرفان تشيع آموختهام كه از هر كجاى عالم و در هر ساعتى از روز و شب، مىتوانم دست ارادتم را به سوى شما دراز كنم و در شمار دوستان شما، خود را زير چتر عنايات خاصهتان احساس كرده، به هر زبانى به ستايش صفات پاك و الهى شما بنشينم. پس امروز كه به عنوان زائر شما و ائمه بزرگوارى كه كنار شما آرميدهاند، تا نزديكى مزارتان و تا پشت ديوار بقيع پيش آمدهام، سرشار از عواطفى رقيق و بىشائبه، روحم را در دنياى همه خوبىها و زيبايىها، به ارواح پاك شما نزديك كردهام و از زبان امام هادى(ع) شهادت مىدهم كه:
ارواح والاى شما و نورانيت و طينت پاك شما، حقيقتى واحد و گوهرى لاهوتى است. شهادت مىدهم خدا شما را آفريد و محيط بر عرش خود گردانيد و در خاندانى قرار دارد كه رفعتش فرمود و ما را به درود و صلوات بر شما حكم كرد و با اختصاص نعمت ولايت شما بر ما، خلقت ما را نيكو و نفوس ما را پاك كرد. 1
مولاى من! گريه بر آستان شما را از خضر نبى(ع) ياد گرفتهايم كه روز شهادت پدرتان به در خانه آن بزرگوار آمد و با گريه با پدرتان اينگونه سخن گفت: «اى ابوالحسن، رحمت خدا بر تو باد! تو بودى اول قوم در اسلام و خالصترين ايشان در ايمان و محكمتر آنها در يقين و