99در اينباره كه آيا ابراهيم پس از بيعت با مصعب، والى موصل باقى ماند يا نه خبر دقيقى وجود ندارد و گزارشهاى تاريخى در اين باره، اختلاف دارند. بنابر روايت بلاذرى، مصعب، ابراهيم را از ولايت موصل عزل و «مُهلَّب بن ابى صفره» را جانشين او كرد. بنابر روايت ديگرى مصعب، ابراهيم را بر ولايت موصل گماشت و مهلب را كه با وضعيت خوارج آشناتر بود، به جنگ آنان فرستاد. اما طبرى مىنويسد: «هنگامى كه عبدالملك بن مروان در سال 71 ه .ق، راهى پيكار با مصعب شد، پسر اشتر، والى موصل و جزيره بود».
اين مطلب نشان مىدهد ابراهيم به موصل بازگشته، و در مقام والى آن منطقه، ابقا شده است.
وضعيت دولتِ عربى كه به دو منطقه مستقل تجزيه شده بود، براى شخص دورانديشى مثل عبدالملك بن مروان، خوشايند نبود. همه منابعِ متقدم و متأخر اتفاق نظر دارند كه عبدالملك همه ياران و افراد معتمد خويش را گرد آورد و نظر آنها را درباره اين وضعيت دولت عربى جويا شد. همه به اتفاق خواستند كه مسئله را به صورت نظامى پايان دهند؛ چه به سود امويان باشد، چه به سود زبيريان؛ ازاينرو، عبدالملك سپاه نيرومندى را تدارك ديد و به عراق يورش برد تا ابتدا به مصعب بن زبير حمله كند و سپس در مكه به برادرش عبدالله. اين تدابير از چشم و گوش مصعب، پنهان نبود؛ ازاينرو بار