58حركت كردند. به هر گروهى از دشمن كه مىرسيدند، يك نفر را با گروهى مأمور جنگ با آنان مىكردند و خودشان راه را تا نزديكى قصر پيمودند. در آنجا ابراهيم با ابنمطيع و افرادش روبهرو شد. مختار نيز با شمر و سپاهش در حال جنگ بود. ابراهيم پيش از حمله، فرياد زد: «سوگند به خدا، اگر ضربت شمشير شما را بچشند، مانند بزغالهاى كه از گرگ فرار مىكند، گريزان مىشوند». 1
سپس با حملهاى سخت، آنان را درهم كوبيد. ابراهيم و نيروهايش فورى قصر را كه ابن مطيع به آنجا پناه برده بود، محاصره كردند. اين محاصره سه روز ادامه داشت. چون محاصره سخت شد، شبث بن ربعى، به ابن مطيع پيشنهاد داد كه از مختار امان بخواهد و به مصعب بن زبير در بصره بپيوندد. ابن مطيع رأى او را پسنديد و شب هنگام از دار الاماره خارج و به خانه ابوموسى داخل شد. مطابق گزارشى ديگر، ابن مطيع با لباس زنانه از قصر گريخت و افراد درون قصر و محاصرهشدگان، از مختار امان خواستند و ابراهيم به آنان امان داد. 2
با آزادشدن كوفه و تصرف دار الاماره، مختار به آن وارد شد و فردا در مسجد بر فراز منبر رفت و خطاب به مردم گفت:
«تُبايِعُوني عَلى كِتابِ اللهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ وَ الطَّلَبِ بِدِماءِ أَهْلِالْبَيْتِ، وَ جِهادِ الْم-حِلِّينَ وَ الدَّفْعِ عَنِ الضُّعَفاءِ.