251به نظر مىرسد با توجه به ادله گذشته، مىتوانيم مطمئن شويم كه قيد حضور در منا در فريضه بيتوته، اطلاق ندارد و مىتواند در صورت نبود امكان بيتوته در منا تخصيص بخورد و اين روايات مفيد برائت ذمه كسى است كه در ليالى تشريق از مكه خارج شده، اما به خاطر ازدحام جمعيت نتوانسته در منا بماند. علاوه بر اين ادله، روايت موثقه سماعه بن مهران:
«قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ(ع) إِذَا كَثُرَ النَّاسُ بِمِنى وَ ضَاقَتْ عَلَيْهِمْ كَيْفَ يَصْنَعُونَ فَقَالَ يَرْتَفِعُونَ إِلَى وَادِي مُحَسِّرٍّ»، وادى محسر را بدل اضطرارى منا در هنگام ازدحام جمعيت تعيين مىكند و بيتوته در آن، به هنگام ازدحام مبرء الذمه است. به علاوه از آنجا كه بيتوته در وادى محسر را بيتوته در منا خوانده، عملاً بر ادله وجوب كفاره بر تارك بيتوته در منا حاكم است، و كسى را كه در وادى محسر بيتوته كرده، بيتوته كننده در منا مىداند.
با توجه به اين ادله، بايد ترتيبى را كه در روايت سماعه آمده، مراعات كرد و بيتوته در وادى محسر به سمت مشعر انجام شود، نه به سمت مكه؛ بنابراين تا جايى كه ممكن است از اشغال بيش از نياز مكان در منا جلوگيرى شود (از باب مقدمه عقليه) و اگر به جهت ضيق مكان بيتوته در منا ترك شد، بيتوته در قسمتهاى مجاور منا از سمت وادى محسر، مهما امكن، مجزى است و بر مكلف كفارهاى نيست و اگر به جهت مانعى نتوانست در اين منطقه باشد، ادله ديگر، حاكم به كفايت بيتوته او در نواحى ديگر، با رعايت نزديك و نزديكتر به منا، است و تاجايى كه ممكن است از بيتوته در مكه اجتناب كند.
نتيجه
با توجه به مطالبى كه بيان شد روايات اهلبيت پيامبر(ص) با تعابير مختلف و به صورت مستفيضه، وجوب بيتوته در منا را در ليالى تشريق واجب مىدانند و اغلب فقهاى شيعه نيز به آن فتوا داده و آن را يكى از دو شق واجب تخييرى بين وجوب مبيت در منا و وجوب عبادت در مكه يا مسجدالحرام مىشناسند.