249
سَأَلَنِي بَعْضُهُمْ عَنْ رَجُلٍ بَاتَ لَيَالِيَ مِنى بِمَكَّةَ، فَقُلْتُ: «لَا أَدْرِي» فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِيهَا؟ فَقَالَ(ع): «عَلَيْهِ دَمُ شَاةٍ إِذَا بَاتَ» فَقُلْتُ إِنْ كَانَ إِنَّمَا حَبَسَهُ شَأْنُهُ الَّذِي كَانَ فِيهِ، مِنْ طَوَافِهِ وَ سَعْيِهِ لَمْ يَكُنْ لِنَوْمٍ وَ لَا لَذَّةٍ، أَعَلَيْهِ مِثْلُ مَا عَلَى هَذَا؟ قَالَ: «مَا هَذَا بِمَنْزِلَةِ هَذَا، وَ مَا أُحِبُّ أَنْ يَنْشَقَّ لَهُ الْفَجْرُ إِلَّا وَ هُوَ بِمِنى». 1
سند روايت
سند اين روايت در ضمن روايات دال بر وجوب بيتوته كه اين وجوب را مفروغ
عنه مىدانستند، بررسى شد و صحتش به اثبات رسيد.
دلالت روايت
در اين روايت امام(ع) حكم ترك بيتوته دو فرد را مقايسه مىكند كه اولى براى لذت يا خوابيدن و عذرى ناموجّه و ديگرى به دليل اشتغال به اعمال عبادىاش در مكه، نتوانسته به منا بيايد؛ حضرت كفاره را براى اولى واجب مىدانند، اما تكليف و كفارهاى بر دومى ثابت نمىدانند؛ گرچه بر حضور يافتن وى در منا قبل از طلوع خورشيد تأكيد مىكنند.
هرچند ظهور اين روايت در مورد كسى است كه مشتغل عبادت در مكه است و مورد بحث ما نيست، اما تعبير «ماهذا بمنزله هذا» در كلام امام و تصريح بر يكسان ندانستن حكم اين فرد و كسى كه بدون دليل موجه بيتوته را ترك كرده، مىتواند بر نفى كفاره از كسى دلالت كند كه به دليل موجه ديگرى، نتوانسته بيتوته كند.
با توجه به اين روايت و رواياتى مانند صحيح سعيد بن يسار - كه با عموميت خود، شامل همه كسانى كه عذرى عقلايى دارند، مىشوند - و در كنار الغاى خصوصيت از روايتهاى مربوط به شرايط خاص، مانند روايتهاى سماعه و مالك بن اعين و روايات مربوط به معذور بودن نائم، و روايت عبدالصمد كه تنها بر سقوط كفاره از جاهل دلالت مىكند، و با الغاى خصوصيت عرفى ميان نوم، سقايت حاج و جهل و ميان عذرهاى ديگر،