135ذبح قربانى واقع شود بيان مىكند و قدر متيقن از تقييد اين اطلاق، انجام قربانى در منا، در حال تمكن است، نه مطلقاً و حتى در حال عدم تمكن. اين امر از تناسب ميان حكم و موضوعش نيز قابل استظهار است؛ همچنين از آيه 36 سوره حج استفاده مىشود كه بدنه (شتر) و نحر آن در موسم حج بهطور مطلق از شعائر الهى است كه البته در صورت تمكن، بايد در منا انجام شود و اصلاً بر مقيد بودن اين حكم به در منا بودن آن، دلالت نمىكند؛ 1 به عبارت ديگر شارع مقدس در اين تكليف دو مطلوب دارد:
اول: قربانى كردن، كه خود از نشانههاى دين شمرده شده و منافعى برآن مترتب است؛
دوم: در مكان خاص انجام شدن قربانى.
اگر امكان انجام مطلوب دوم فراهم نشد، مطلوب اول به حال خود باقى مىماند. علاوه براين امكان ندارد كه به خاطر فراهم نشدن برخى از شرايط اعمال، مناسك حج يكسره تعطيل شود. گويا حج عمل واحدى است كه حقيقت آن وفود و رهسپارى
انسان به سوى خداى متعال است و در وقتى كه بعضى از شرايط اين امر حاصل نشد، اصل عمل همچنان مطلوب است. 2
ممكن است اينجا اشكالى مطرح شود كه آيه شريفه مطلق نيست؛ زيرا صدر آيه شريفه (وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ ) 3محل هدى را مشخص كرده است؛ اما چنانكه در كلمات اصحاب اشاره شده، 4 اين تقييد فى الجمله است؛ زيرا آيه شريفه در مقام بيان اصل وجوب قربانى نبوده، بلكه وظيفه محصور را مشخص كرده است كه اگر محصور هديش را به منا فرستاد، مىتواند حلق كند و آيه 22 سوره حج است كه در