147ترديدها مىكاهند و مىتوانند با توانمندسازى كشورها، براى شناخت دشمنان خود از دامنه ترديدها در قبال مسائل امنيتى بكاهند. 1 به اين ترتيب دفاع هماهنگ و مشترك مسلمانان در برابر دشمنان اسلام، يكى از مصاديق وحدت سياسى مسلمانان مىشود. 2
3. تشخص هويتى و كنشگرى فعال در عرصه بينالملل
از جمله تحولات اساسى فراگير اواخر سده بيستم، احياى دين، در مقام يكى از مباحث حساس در مقوله روابط بينالملل است. روابط بينالملل سنتى، در واقع آغاز خود را درون سامانه دولت- ملت يا دولت مدرن مىداند. درون اين سامانه، فرضيهاى وجود داشت مبنى بر اينكه دين، اساساً امرى عرفى است و تكثر دينى و فرهنگى با جامعه بينالملل سازگارى ندارد؛ بلكه بايد آن را حضور كرد، به حاشيه راند يا حتى مغلوب نمود. 3 اما با ايجاد فضايى جديد، نوعى سكولار يزاسيون زدايى يا حداقل مطالعه و پذيرش آن در روابط بينالملل آغاز شده و دين به عامل مهمى در روابط فراملى و بينالمللى تبديل شده است.
از اين رو كشورهاى اسلامى به شرطى كه از تشخص هويتى در سطح بينالملل برخوردار باشند، مىتوانند اسلام را به عنوان يك قدرت قوى و اثرگذار در سطح بينالملل وارد كنند. تقويت وحدت در جهان اسلام، سبب مىشود كشورهاى اسلامى به عنوان يك قدرت واحد، فراتر از همه هويتهاى ملى و مرزهاى جغرافيايى در عرصه بينالملل حضور يابند. به عبارت ديگر كنشگرى فعال در عرصه بينالملل، وابسته به يك