67بيشتر مردمى كه با امام رضا(ع) بيعت كردند، از فرماندهان و توده مردم و كسانى بودند كه رغبتى به اين امر نداشتند و مىگفتند اين امر به تدبير فضل بن سهل ذوالرّياستين انجام گرفته است. اين سخن به گوش مأمون رسيد. نيمه شب در پى من فرستاد و چون به حضور او رسيدم، گفت: اى ريّان، شنيدهام مردم مىگويند بيعت با امام رضا به تدبير فضل بن سهل ذوالرياستين بوده است. گفتم: اى اميرالمؤمنين، چنين مىگويند. گفت: اى ريّان، واى بر تو، آيا كسى مىتواند اين گستاخى را بكند كه نزد خليفهاى كه رعيّت، مطيع و همگى سران و فرماندهان فرمانبردار اويند و خلافت در اختيار اوست، برود و بگويد خلافت را رها كن و به ديگرى واگذار؟ آيا خرد اين را مىپذيرد؟ گفتم: نه! به خدا سوگند اى اميرالمؤمنين، كسى چنين گستاخى را ندارد. مأمون گفت: نه! به خدا سوگند، چنين نيست كه مردم مىگويند، وليكن من تو را از سبب اين اقدام آگاه مىكنم. سپس بيان كرد كه انگيزه او پيمانى بوده كه با خدا داشته است كه اگر بر برادر مخلوعش پيروز شود و خلافت به او برسد، آن را در جايى كه خداوند خواسته است، قرار دهد. 1
در اين گزارش، مأمون تأكيد مىكند كه اقدام ولايتعهدى امام رضا(ع)، تدبير خود او بوده و آن تصميم را در شرايط و موقعيتى خاص و بحرانى گرفته است. 2
همچنين هنگامى كه رفتار امام رضا(ع) را با فضل و نظر ايشان را درباره او بررسى كنيم، مىبينيم امام رضا(ع)، مأمون را بيم مىدهد از اينكه زمام امور حكومت را به دست فضل بسپارد. به اين صورت، ناگزيريم رأى كسانى را ترجيح دهيم كه انديشه ولايتعهدى حضرت رضا(ع) را از افكار و تدبيرهاى سياسى مأمون مىدانند. بىگمان، فضل از كسانى نبود كه موقعيت امام رضا(ع) و قوّت نفوذ او را نزد مأمون