32زمزم يافت، هداياى ساسان بن بابك (جد ساسانيان) به كعبه بود. مسعودى براى توجيه اين ادعا، به ناتوانى قبايل عرب، براى فراهم آوردن چنان هداياى پر هزينهاى اشاره كرده است. اما براى تأييد اين سخن او كه ايرانيان به زيارت كعبه مىرفتند و خود را از نسل ابراهيم مىدانستند، شاهد ديگرى در منابع تاريخى وجود ندارد. 1
بنا به روايتى، ساسان پس از طواف كعبه نزديك چاه اسماعيل رفت و به زمزمه آواز خواند و از اين روى، آن چاه، «زمزم» نام گرفت. يكى از شاعران ايران پس از ظهور اسلام به اين موضوع باليده است و در طى قصيدهاى مىگويد:
ما از قديم پيوسته به حجِ خانه مىآمديم
و همديگر را در ابطح به حال ايمنى ديدار مىكرديم
و ساسان پسر بابك همى راه پيمود
تا به خانه كهن رسيد كه از روى ديندارى طواف كند
طواف كرد و نزد چاه اسماعيل كه آبخواران را سيراب مىكند، زمزمه كرد
ساسان، دو آهوى زرين و شمشير مرصّع و جواهرات و طلاى بسيار در چاه زمزم افكند. 2
براساس روايات، بعدها وقتى چاه انباشته شده بود و كسى جايش را نمىدانست، عبدالمطلب، جدّ پيامبر اكرم(ص) در خواب ديد و آن را حفر كرد و آهوان زرين و اسلحه و طلاها را بازيافت. 3
نفوذ ايرانيان در سواحل خليج فارس و يمن و بحرين بزرگ و گماشتن مرزبانان ايرانى در اين سرزمينها نيز افزايش مناسبات با حجاز را در پى داشت. برخى تاريخنگاران، پيش از اين، از رويارويى شاپور دوم ساسانى با عربهاى ساكن در