129ايجاد مىكند كه خبر حمله به مكه، افتراى دشمنان وى براى متهم كردن او به مخالفت با اسلام بود. از اين رو، داستان تخريب كعبه به دست سعد الدوله را مىتوان ساختگى دانست. متن نامه سعدالدوله چنين است:
امرا و شِحَن و مُلوك و صُدور و نواب و نُظار و كُتاب و قُضاة و سادات و كافه رعاياى مدينه السلام حَفَظَهُم اللهِ وَرعاهِم بدانند كه به حضرت آسمان رفعت و بارگاه سدرهاى طاق سلطنت لازالَت مِن العُلُوِ بمَزيدٍ چنين آنها كردند كه طايفه كثير و جَمى غفير از اكابر علماى اسلام و اماثل و مشاهير بلدان و اعيان زمان بر عزم زيارت كعبه معظمه آنجا جمع شدهاند و براى احترام احرام در بيتالحرام و اعزاز اسلام و مناسك كرام و طواف مواقف مبارك و مقامات متبرك نفوس و اموال را در معرض خطر و هدر آورده، اين مثال لازالَ مَطاعاً في الفور و النُجد والشَرق والغَرب اصدار كرديم تا در اخلاص نيت و صفا طويت قضا و حج الاسلام را مبالغت واجب دانند چه در امم جاهليه و اسلام، پيوسته قوافل حجاج و زوار به مكه موصول بوده و مَرائر استمساك به مناسك آن مبرم و مفتول و قالَ عليه الصَلوه والسَلام مَن حَج البيت خالصاً مُخلصاً و لَم يرفِث و لم يفسق خَرج مِن ذُنُوبهِ كيومٍ وَلدَته امهِ و چون ديده را به جمال كعبه مُكَحل گردانند و مراسم اسلام تقديم نمايند، در آن مَشارع مندوب و مَشاعر مبارك دولت روزافزون را به دعاى خير ياد كنند...از آن قبيل تسيير اين خبراثيل و تسيير قوافل و تكثير مَحافل عرفات به واسطه تأمين زمان معدلت ما روى نموده، مشايخ بنيخفافه و جمعى كه به امارت حاج موسوم بودهاند، در تجهيز وفد اهتمام نمايند و ملك نجمالدين محمود را الزام كنند تا وقت نزول قوافل در مراحل كوفه و نجف نگذارد كه كسى از آن جمله مصاحب قافله رود و زوايد اسلحه و ابريشم و نفط مماليك خطايى و جوارى و سرارى براى فروختن با خود برد. والسلام. 1