471بين اشياى نفيس و گرانقيمت، فرش جالبى را ديدم كه در اوج جذابيت بود. اين فرش از ابريشم و پشم خالص بافته شده بود. طول آن، تقريباً بيشتر از 2 متر و عرض آن، از يك متر اندكى بيشتر بود. اين فرش، به شكل محراب، براى مصلى گذاشته شده بود. چهارچوبى داشت كه به شكل آية الكرسى بافته شده بود و خط آن، در اوج زيبايى بود. قسمت بالاى آن، تصوير شيرى بود كه اشاره به اميرمؤمنان(ع) داشت.
دو طرف آن، يازده تصوير بافته بودند كه به بقيه ائمه اطهار(عليهم السلام) اشاره داشت. در آن فرش، دو سوره حمد و توحيد و ذكرهايى كه در نماز آورده مىشود، بافته شده بود. چهار قطعه فرش نفيس بافته شده از ابريشم را در آنجا ديدم كه از كارهاى برخى از شاهزادههاى صفويه بود. آنان امضاها و تاريخ بافت خود را نيز در آن فرشها بافته بودند.
يك نسخه از قرآن كريم ديدم كه با خط شاه اسماعيل صفوى بود كه تاريخ آن به 991 هجرى برمىگشت. روى آن، جلدى قرار داشت كه با آب طلاى مذاب، پر شده بود و بهوسيله سنگهاى قيمتى، تزيين شده بود. نسخه ديگرى از قرآن كريم ديدم كه روى يك پايه ساخته شده از عاج مزين به سنگهاى قيمتى گرانبها، قرار داده شده بود.
اين نسخه از قرآن كريم، درون پارچه ديبا پيچيده شده بود و بهوسيله رشتههاى طلا با يك هنر عالى و ساخت جذاب، تزيين شده بود. جلد آن، بهوسيله معرقكارى و ميناكارى، آراسته شده بود. خط آن نسخه، خط نسخ بود و در اوج كيفيت و زيبايى قرار داشت. در آن ماده تاريخ بهكار نرفته بود. سومين نسخه را ديدم كه روى يك صندلى روبنددار قرار داشت كه داراى همان ارزش هنرى بود كه در نسخههاى قبلى به آن اشاره كرديم. در اين نسخه، به زبان فارسى توضيحاتى وجود داشت. در كتابت و ويرايش آن، رنگها و محلولهاى طلاى زيادى بهكار گرفته شده بود. ازاينرو، جزء جذابترين اثرهاى خطى بود. 1