450است. ما نمىدانيم كه چگونه او توانسته است، چنين دخل و تصرفى در اين اشياء داشته باشد؟! بدون شك، اتفاقاتى از اين قبيل، بهسبب نمايش ندادن گنجينه ضريح مطهر در موزه و ثبت نكردن محتويات آن در اسناد رسمى مىباشد؛ بهطورىكه خادم حرم يا ديگران را ملزم به حفاظت از محتويات عمومى انبار نمايد. 1
استاد محمد سعيد الطريحى در سال 1990م، گزارشى را دوباره به چاپ رسانيد كه كارشناس مصرى، «محمد الماحى» آن را آماده كرده بود. محمد الماحى، در سال 1937م از عراق ديدن كرد. او از جانب حكومت مكلف شد در مجله خودش به نام «الموسم»، شماره پنجم، از سال دوم، گزارشى را درباره وضعيت هداياى عتبات عاليات تهيه كند.
او در گزارش خود، از تخريبها، بىتوجهىها و سوء مديريتها، سخن گفت. من نيز وظيفه خود مىدانم كه به مسئولان نگهدارى اين انبارها، براى نجات دادن آن اشياء باارزش، خطاب كنم و بخشى از گزارش محمد ماحى را درباره فرشى كه مساحت آن بيشتر از 9 متر مربع نيست، نقل كنم. مىگويد:
من نمىتوانم مقدار ناراحتى و تأسفم را درباره آثار بىتوجهى و بىاحترامى كه به اين هدايا ديدهام، به تصوير بكشم. آثارى كه از ارزش فراوانى برخوردار است؛ براى نمونه اين قطعههاى موجود فرش ساخته شده از پشم و ابريشم، اثرى است كه مردم اين عصر از ساخت يك نمونه همانند آن عاجزند. قطعههايى از پردههاى مزين با مرواريدهاى به نظم كشيده شده و ساير منسوجاتى كه پادشاهان و ميلياردرها براى داشتن آنها، با هم رقابت مىكنند، در حجرهاى انداخته شده است كه حجمش بيشتر از سه متر نيست و آفتاب اصلاً وارد چنين حجرههايى نمىگردد.
اين حجره، فقط يك پنجره خيلى كوچك دارد كه آن هم بسته است و