448ابنطاووس، اسامى دو نفر از كتابداران آنجا را ذكر كرده است كه آن دو نفر، «ابوعبدالله بن شهريار»، داماد شيخ طوسى، متوفاى سال 501 ه .ق/ 1108م، و «يحيى بن عليان» مىباشد كه از معاصران ابنطاووس است. از اين كتابخانه پس از فهرستبردارى در سال 1970م، جز 752 كتاب، چيزى باقىنمانده است. از آن تعداد، 152 كتاب، جزء نسخههاى خطى مىباشد. كتابهاى كمنظير آن كتابخانه، در كتابخانههايى پنهان شد كه امروزه قابل شناسايى نيستند؛ چنانكه محمد هادى امينى در مقالهاى با عنوان: «خزانة الحرم الشريف و ما بها من الهدايا و التحف»، چنين مىنويسد:
نجفىهاى مطلع گفتند كه روى طاقچهها و قفسههاى كتابخانه علوى، دهها هزار كتاب، از جمله نسخههاى تاريخى قرآن كريم و كتابهاى دعا و ذكر وجود داشته است. حوادث روزگار، آن كتابهاى ارزشمند را متفرق ساخته و امروز از آنها، فقط نزديك چهارصد نسخه باقىمانده است. اين نسخهها بين خانههاى بزرگان و اعيان توزيع شده است و همچنان، بعضى از آنها، برخى از آن نسخههاى خطى را در اختيار دارند. پشت جلد بسيارى از آن كتابها، اين عبارت آمده است: «اين كتاب، يكى از كتابهاى كتابخانه علوى مىباشد». اين كتابها به قيمتهاى ناچيزى فروخته شده و منتقل گرديده است. سرنوشت و مقصد آن كتابها، نامعلوم است. 1
او داستانهاى ديگرى را در اينباره ذكر كرده است. كسى كه تمايل به آگاهى از آن داستانها داشته باشد، مىتواند به مقاله مذكور مراجعه نمايد. براساس آنچه من خبر دارم، جايز نيست مال موقوفه، مگر به علتى كه حاكم شرع تعيين مىكند، فروخته شود. پس چگونه آنچه از اين كتابخانه غارت شده، يا از طريق امانت دائمى در آن دخل و تصرف به وجود آمده، مجاز شده است؟! امانتى كه در نهايت، به فروش آنها منجر شده است!