235كه محقق دچار آن شده است يا شايد علتش اين باشد كه هنگام چاپ، جملهاى از روايت حذف شده باشد كه محقق به آن توجه نكرده است. مسعودى، دستور متوكل براى تخريب قبر امام حسين(ع) و نيز بلاهايى را كه بر سر علويان و شيعيان آنان آورد، ذكر مى كند و سپس مىگويد:
وضعيت همچنان به شكلى بود كه آن را ذكر كرديم تا اينكه منتصر به خلافت رسيد. او به مردم امان داد و دست از آزار و اذيت آل ابىطالب برداشت و به مصيبتهاى آنان پايان داد و پيگيرى اخبار مربوط به آنان را رها كرد. هيچكس را از زيارت قبر امام حسين(ع) در حيره، منع نكرد. همچنين براى زيارت ساير آل ابىطالب، ممانعت ايجاد نكرد. دستور داد تا فدك را به فرزندان امام حسن و امام حسين بن على بن ابىطالب(عليهم السلام) برگردانند. وقفهاى آل ابىطالب را آزاد كرد. به شيعيان متعرض نشد و آزار و اذيتهاى آنان را برطرف ساخت. 1
اين سخن راوى كه هيچكس را از زيارت قبر امام حسين(ع) در حيره، منع نكرد، بىمعناست؛ زيرا اصل اين متن به اين شكل مىباشد كه من مشاهده كردهام: «او هيچكس را از زيارت نجف حيره، منع نكرد؛ همانطورى كه هيچكس را از زيارت قبر امام حسين(ع) منع نكرد». ما در صفحات پيشين مشاهده كرديم كه چگونه نجف الحيرة در نسخه چاپى كتاب «العقد الفريد»، به «لحف الحيرة» تغيير پيدا كرده و تحريف شده است. در هر صورت، زندگى منتصر، خيلى ادامه پيدا نكرد؛ زيرا در سال 248ه .ق/ 862م، پس از گذشت شش ماه از بر عهده گرفتن زمام خلافت، از دنيا رفت.
عبارت سابق مسعودى كه ابن اثير نيز آن را تأييد و تقويت كرده است، از اهميت ويژهاى برخوردار است؛ زيرا بيانگر آن است كه اميرمؤمنان(ع) قبل از سال 263 هجرى، داراى قبر معروفى بوده كه در همان مكان مشهور قرار داشته