233
از مردم را عليه متوكل، در سال 235 هجرى سازماندهى كرد. 1 در نتيجه، يحيى دستگير شد و پس از ضرب و شتم، زندانى شد. سپس متوكل از او خواست تا ضريح مطهر امام حسين(ع) را در سال 236 هجرى، ويران كند. 2
ابن خلكان نيز داستانى را به نقل از پيرمردى، روايت مىكند كه همانگونه كه از گفتههايش برمىآيد، از شيعه جانبدارى نموده است و به مذهب اهل امامت (اهل تشيع) گرايش دارد. آن پيرمرد و يارانش به نزد متوكل آورده شدند و پاسبانانش از آنها، درباره بهترين انسان پس از رسول خدا(ص) سؤال كردند. آنان در پاسخ گفتند: «على بن ابىطالب(ع)». خادمى كه در محضر متوكل بود گفت: «آنچه را آنان جواب دادند، شنيدم. امير مؤمنان به شما مىگويد، اين مذهب من است». اگر اين روايت صحيح باشد، ممكن است بعد از رفتن مادرش به زيارت خانه خدا، به همراه پسرش «منتصر» اتفاق افتاده باشد كه برعكس پدرش اعتقاد به محبت اميرمؤمنان(ع) و اهل بيت ايشان داشت. منتصر از بهترين دوستداران اميرمؤمنان(ع) بين عباسيان و در روزگار خودش بود.
تصوير شماره 58. نماى بيرونى در الكبير ، در شب.