215نمىماندند؛ همانگونه كه ابن طحال، راوى حديث گنبد رشيد گفته است.
در روايتى كه به نيمه دوم قرن سوم هجرى برمىگردد و در جاى مناسب خود، به آن مىپردازيم، مشاهده مىكنيم كه اطراف قبر مقدس اميرمؤمنان(ع)، سنگهاى سياه رنگى انباشته بوده است.
روايت گنبد هارون الرشيد، به تأمل فراوانى نياز دارد. مشاهده كردهام برخى دانشمندان قديمى و معاصر درباره اين مسئله، مبالغه زيادى كردهاند؛ در حالىكه اميرمؤمنان(ع) به آن نياز نداشته است؛ چراكه بناى گنبد در آن دوره، متداول نبوده است؛ همانگونه كه پيشتر اشاره نموديم. اگر هم متداول بود، بايد روايتهايى را مىديديم كه به بناى گنبد روى قبر خلفا و حكام بنىاميه و بنىالعباس، اشاره كرده باشند. يا حتى روى قبر افراد ديگرى، همچون اهل بيت(عليهم السلام)، در مدينه يا بزرگان اصحاب پيامبر(ص)، بايد گنبد ساخته مىشد. هنگامى كه مسعودى، از مورخان قرن چهارم هجرى، براى ما از قبرهاى ائمه اطهار(عليهم السلام) مىگويد، بهجز وجود يك سنگ مرمر كه اسامى آنان روى آن حك شده است، از چيز ديگرى بر قبر آنها، صحبت نمىكند.
اصل روايت زيارت هارونالرشيد از قبر اميرمؤمنان(ع) از ابنعايشه از عبدالله ابن حازم نقل شده است كه در طريق اين روايت، اسامى شيخ طوسى و شيخ مفيد نيز وجود دارد؛ بهطورى كه وجود دو اسم مذكور در آن روايت، تأييد آن را بيشتر و قوىتر مىگرداند. عبدالله بن حازم مىگويد:
روزى به همراه هارون الرشيد از كوفه بيرون رفتيم؛ درحالىكه شكار مىكرد. به ناحيه غريين و ثويه رسيديم. آهوانى را در آنجا ديديم. سپس پرندههاى شكارى و سگها را بهسمت آنها فرستاديم. به مدت يك ساعت با حيلهگرى تلاش مىكردند. سپس آهوها به يك تپه كوچك پناه بردند و در آنجا افتادند. سگها و پرندههاى شكارى از تعقيب آنها