190تأييد اين ديدار براى بررسى حوادث و اتفاقات مرتبط با اين پژوهش، درخور اهميت است؛ چنانكه در روايتى، چنين آمده است:
ابوجعفر منصور، رزام، خدمتكار خالد بن عبدالله قسرى را براى احضار امام صادق(ع) از مدينه به حيره فرستاد. رزام مىگويد: هنگامى كه امام صادق(ع) را به نزد منصور مىآوردم و منصور در حيره بود، از نجف بالا رفتيم. امام جعفر بن محمد(عليهماالسلام)، از مركبش پياده شد و وضو ساخت. سپس بهسمت قبله رو كرد و دو ركعت نماز خواند. بعد از آن، دستانش را بالا برد تا دعا نمايد. رزام مىگويد: به او نزديك شدم. شنيدم كه ايشان(ع) مىفرمود:
«اللهم بك استفتح و بك استنجح و بمحمد عبدك و رسولك اتوسل اللهم سهّل حزونته و ذلّل لي صعوبته و اعطني من الخير اكثر ما ارجو و اصرف عني من الشرِّ أكثر مما أخاف»؛ «پروردگارا! از تو مىخواهم نيازهايم را برآورده كنى و از تو مىخواهم مرا پيروز گردانى و به محمد كه بنده و فرستاده توست، توسل مىجويم. پروردگارا! سختى وجودش را نرم گردان و سختى او را براى من آسان فرما. به من بيشتر از آنچه آرزو دارم، خير و خوبى عطا كن و بيشتر از آنچه مىترسم، بدى را از من دور بگردان».
هنگامى كه امام جعفر صادق(ع) به آنجا رسيد، منصور به خوبى از او استقبال كرد. براى خوشامدگويى، او را بر تخت خود نشاند. سپس از او، درباره محمد و ابراهيم، دو فرزند عبدالله بن حسن، سؤال نمود و از ترسش درباره تحركات آنان كه منجر به قطع ارتباط دو خاندان عباسى و علوى مىگردد، صحبت كرد و آن امام را از دغدغهاش در اينباره باخبر ساخت.
امام جعفر صادق(ع) اينگونه به منصور پاسخ داد:
«والله لقد نهيتهما فلم يقبلا فتركتهما كراهة ان اطلع على امرهما و ما زلت حاطباً في امرك مواظباً على