144اگر اين روايت صحيح باشد كه من گمان نمىكنم از واقعيت به دور باشد، بهمعناى اين است كه عده زيادى از فرزندان و ياران امام على(ع)، در مراسم تشييع ايشان، شركت داشتهاند. شايد علت اين استنباط، آن است كه غيرممكن بود خانه امام على(ع) در آن شب تيره و تار، از ياران خاص حضرت(ع) خالى مانده باشد.
به نظرم، اين روايت علامه مجلسى، نزديكترين روايت به منطق و درستى، بين روايتهاى مربوط به مخفى نگه داشتن مكان قبر مطهر امام على(ع) از نگاه مردم است؛ بهگونهاى كه كندن چالههايى در كاخ الاماره، ثويه، كناسه، مسجد، رحبه، منزل جعدة بن هبيره و ديگر اماكن و نيز آماده كردن يك تابوت روى شترى كه بوى كافور از آن به مشام مىرسد و فرستادن آن به مدينه يا قراردادن تابوت ديگرى روى يك قاطر و فرستادن آن بهسوى حيره، درخور تأمل و بررسى است؛ همچنانكه مىتواند تصورات بىاساس را به وجود بياورد؛ همانگونه كه راوى آن معتقد است؛ چراكه اين رفتارها، موجب هرجومرج و طرح سؤالات بسيارى مىگردد؛ بهويژه آنكه متوفى، يك شخصيت معمولى و بىاهميت نيست تا اينگونه رفتارها، مردم را فريب بدهد.
بديهى است كه اين موضوع، از ديد اهل بيت امام على(ع) مخفى نمىماند. به همين دليل، بايد نقشهاى ساده و مناسب براى اين مسئله وجود داشته باشد كه هيچگونه شبهه و ترديدى را به وجود نياورد. اين نقشه عبارت است از اينكه اهل بيت امام على(ع)، شبانه كه همه خواب هستند، بهسمت مكان مورد نظر براى به خاك سپردن پيكر پاك ايشان حركت كنند و پس از دفن ايشان(ع)، به خانه بازگردند. آنگاه تابوتى را از خانه امام على(ع) بيرون بياورند و امام حسن(ع)، اهل بيت آن حضرت(ع) و مردم كوفه بر آن نماز بخوانند. سپس بعد از تشييع، روى شترى گذاشته شود و همراه تعدادى از ياران خاص امام على(ع) بهسمت مدينه به حركت درآيد. چنين نقشهاى نه شكبرانگيز