58 اما درباره اينكه آگاهان چه كسانىاند، در تفاسير نظرهاى گوناگونى بيان شده است كه مورد بحث فعلى ما نيست. تنها نكته در خور بيان اين است كه «ذكر» در قرآن، هم به معناى قرآن و كتاب آسمانى آمده است و هم به معناى رسولاكرم(ص)؛ چنانكه خداوند در سوره نحل مىفرمايد:
(بِالْبَيِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ) (نحل: 44)
تا از دلايل روشن و كتابهاى [پيامبران پيشين] آگاه شويد و بر تو نيز قرآن نازل كرديم تا آنچه را كه به سوى مردم نازل شده است، براى آنها روشن سازى. شايد انديشه كنند.
همچنين خداوند مىفرمايد:
(قَدْ أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً* رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيٰاتِ اللّٰهِ) (طلاق: 10و 11)
به يقين خداوند چيزى كه مايه تذكر است (قرآن) بر شما نازل كرده است. [و نيز] پيامبرى [بهسوى شما فرستاده] كه آيات روشن خدا را بر شما تلاوت مىكند.
بسيارى از مفسران، اهل ذكر را به دانشمندانى تفسير كردهاند كه به قرآن و سنت آگاهى زيادى دارند. به هر حال بىگمان اهلبيت پيامبر(ص) مقصود و مورد نظر آيه شريفهاند؛ زيرا اگر ذكر را به معناى پيامبر بگيريم، ترجمه آيه مىشود: «از اهل پيامبر(ص) بپرسيد». اهل پيامبر نيز، خاندان پاك آن حضرتاند. همچنين اگر ذكر را به معناى قرآن بگيريم، بىشك اهلبيت، نمونه آشكار اهل قرآن مىباشند؛ چراكه به محتوا و مفاهيم والاى قرآن، از ديگران آگاهترند. پيامبر نيز در حديث ثقلين، آنان را همسنگ قرآن معرفى كرد و به مردم دستور داد براى گمراه نشدن به قرآن و عترت او تمسك جويند. پس اينان سزاوارترين افراد به شناخت مفاهيم