45
آيتالله شهيد قاضى
شهيد قاضى بعد از بيان مقدمات اجمالى در تفسير آيه تطهير 1 مىنويسد:
در آيه تطهير، برحسب ظاهر، اطلاق رجس اعم است. ولى مصب و جريان آيه شريفه، ارجاس باطنى است و الف و لام «الرجس» يا براى جنس است يا استغراق. در هر صورت، افاده عموم مىكند. ولى آن بزرگواران قطعاً خودشان را از ارجاس ظاهرى پاكيزه نگه مىداشتند و از آنچه در اسلام نجس است، بدون شك اجتناب مىفرمودند. ارجاس باطنى و پليدىهاى معنوى كه خداوند آنها را از آن پاكيزه گردانيده، شامل پليدىها و قذارتهاى باطنى است و تمامى ارجاس معنوى از اوصاف رذيله و صفات مذمومه از گناه و عصيان و جهل و نادانى و حرص و طمع و حسد و بخل و لئيمى و غباوت و سهو و نسيان و كينهتوزى و بىعدالتى و بىبندوبارى را شامل است و به عبارت ديگر، آيه شريفه دلالت بر كبراى كليه دارد و آن عبارت از نفى كلى ارجاس و پليدىهاى معنوى از اهلبيت است و هريك از افراد ارجاس باطنى كه از اهلبيت دفع شده است، از مصاديق صغريات آن كبراى كلى است و منطبق بر آن شده و نتيجه صحيحه مىدهد و لذا با عبارت عربى شريف كه بهتر مطلب ادا مىشود بايد چنين گفت: «
الذنب و الجهل او الحسد او... رجس وكل رجس فهو منفي عن اهلبيت فالجهل او ... منفي عنهم ». آيا كدام رجس باطنى بالاتر از جهل و نادانى است؟! پس به موجب آيه شريفه، امام بايد به چيزى جاهل نباشد و الّا با آيه شريفه سازش ندارد و خلاف مدلول مطابقى آيه است؛ زيرا جاهل بودن با عموم «اذهاب رجس» و كبراى كلى منافات دارد. كسانى كه امام را فقط عالم به احكام شرعيه مىدانند و جاهل به ساير موجودات مىدانند