98على بن ابراهيم بن هاشم 1 و يونس بن عبدالرحمن 2 از اجلا و ثقاتاند. محمد ابن عيسى بن عبيد نيز توسط نجاشى و ابننوح توثيق شده است؛ بلكه قرائن و شواهدى وجود دارد كه وثاقت و جلالت وى نزد اصحاب متسالم عليه بوده است. اما دراين ميان شيخ طوسى(رحمه الله) وى را تضعيف نموده است.
نجاشى خود، بعد از توثيق، به اين نكته تصريح دارد كه محمد بن حسن بن وليد، روايات محمد بن عيسى از يونس بن عبدالرحمن را كه متفرد در نقل آن است، قبول نكرده است. ايشان در ترجمه محمد بن احمد بن يحيى نيز نقل وى از محمد بن عيسى را با اسناد منقطع، از استثنائات ابن وليد شمرده و همچنين انتقاد ابننوح از استاد، ابن وليد، درمورد محمد بن عيسى بن عبيد را نقل كرده كه با توجه به اينكه وى عادل بوده، چرا مورد استثنا واقع شده است.
ابننوح تمام موارد استثنا شده توسط استاد خود، ابن وليد، را بهجز استثناى محمد بن عيسى پذيرفته؛ چراكه وى را «على ظاهر العدالة و الثقة» مىداند. با دقت در اين تعابير استفاده مىشود كه محمد بن عيسى، فى نفسه، ضعفى نداشته و تنها زمانى كه با سند منقطع نقل كرده است يا روايتى را متفرداً از يونس نقل كرده است، روايتش نزد محمد بن حسن بن وليد و شيخ صدوق(رحمه الله) قابل قبول نمىباشد.
در اينميان، تضعيف شيخ طوسى بايد مورد بررسى بيشترى قرار گيرد. برخى تضعيف شيخ را ناشى از استثناى ابنوليد و شيخ صدوق دانستهاند؛ ولى گويا دچار سهو شده باشد؛ زيرا با اينكه اين دو بزرگوار شخص محمد بن عيسى را تضعيف نكرده و تنها نوع خاصى از روايت وى را مقبول ندانستهاند، ضعف را به خود وى