228كه مراد از علاميت، علامت بودن ذهاب براى تيقن سقوط قرص است؛ وگرنه قائلان به ذهاب نيز از علاميت سخن گفتهاند، ولى مرادشان علاميت نفس غروب يا بهعبارت ديگر، علامتى تعبدى بر غيبوبت شمس مىباشد. صاحب جواهر در جواب صاحب رياض كه ذهاب را علامت تيقن غروب دانسته است، مىنويسد: «اين مطلب خوبى است، اگر ظهور نصوص و فتاوا مبنى بر اينكه حمره علامت نفس غروب است نه تيقن آن، وجود نداشته باشد». 1
ضمن اينكه اين سخن اعتراف به علاميت حمره است. اين ادعا كه ظهور نصوص و فتاوا حمره را در اينكه علامت نفس غروب قرار داده جاى اشكال دارد كه ضمن شواهد اين حمل به بررسى آن خواهيم پرداخت.
شواهد اين جمع
در ميان اخبار ذهاب حمره رواياتى بر علاميت دلالت دارد كه از آن مىتوان براى حمل ديگر روايات نيز بهره برد.
اول - صحيحه بريد
در اين روايت بين ذهاب حمره و غيبوبت شمس از شرق و غرب ارض (نواحى متّفقالافق) تلازم برقرار شده است:
بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: إِذَا غَابَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ، يَعْنِي مِنَ الْمَشْرِقِ، فَقَدْ غابتالشمس مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وَغَرْبِهَا. 2
از امام باقر(ع) نقل شده است كه فرمودند: زمانى كه حمره از طرف مغرب غايب