181شمس ندارد؛ بلكه علامتى بر سقوط قرص خورشيد محسوب مىگردد و ازآنجا كه مشاهده غروب و استتار، به دليل موانع طبيعى، براى عموم مكلفين ميسر نيست، زايل شدن حمره از نقطه مشرق علامت استتار قرار داده شده است. 1
پاسخ اول: وجود حمره از نقطه مشرق قبل از غروب معلوم نيست؛ بهويژه اگر ارتفاع حمره را بلافاصله بعد از استتار شمس بدانيم و شايد مستشكل از روى تجربه شخصى به چنين باورى رسيده باشد؛ البته اولين نقطه تشكيل ظلمت نقطه مشرق خواهد بود؛ ولى اينكه اين ظلمت بلافاصله بعد از استتار قرص باشد محل شك و ترديد است. 2
اشكال: اگر مراد از ظلمت، تاريكى به معنى سياهى باشد، چنين امرى بلافاصله بعد از سقوط قرص محقق نمىشود. ولى مراد از ظلمت در نظر مستشكل عدم ضوء است كه رو به سياهى مىرود و در روايات ديگر از آن به «فحمه» تعبير شده است. 3 چنين ظلمتى قطعاً بعد از سقوط قرص و بلكه ملازم با آن اتفاق افتاده، خط افقى بين حمره و زير آن را جدا مىسازد.
پاسخ دوم: اساساً مراد از نقطه مشرق محل طلوع خورشيد نيست، بلكه منظور جهت مشرق است. 4 شاهد اين ادعا دو چيز است: اولاً امام(ع) با دست خود به نقطه مشرق اشاره نمودهاند. اگر منظور نقطه خاصى مانند محل طلوع خورشيد باشد، چنين موضعى با اشاره مشخص نمىشود، بلكه براى تعيين آن بايد طلوع خورشيد را رصد نمود. ثانياً يونس بن يعقوب در روايت بعد، در تفسير كلام امام(ع)، تعبير «يعنى الجانب